امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 1 :ایا هیچ دست اویز یا بهانه ای برای کار نکردن این قدم دارم انها چه هستند ؟
#1
انگیزه ها 



سوال 1 :ایا هیچ دست اویز یا بهانه ای برای کار نکردن این قدم دارم انها چه هستند ؟
پاسخ
 سپاس شده توسط admin ، حـمـیـد ، محمدمهدی ۱۲ ، ناظر۸ ، ناظر14 ، ناظر۱۸ ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#2
ترس از روبرو شدن با خود واقعی ام ترس از طغیان احساسات بد ترس از درد کشیدن واسه اینکه میخاهم به زخم هایم نگاه کنم .ترس از رها کردن این مشکلات درونی میترسم اگر هاشون کنم اتفاق بدی برایم بیفته چون ترس دارم ترسهامو با ظاهری بنام توجیع ازشون فرار یا از روشون عمل میکنم مثل توجیه اینکه من تحمل روبرو شدن با خودم رو ندارم یا اینکه من نمیتونم به کسی بعد از نوشتن این ترازنامه ها اعتماد کنم
پاسخ
 سپاس شده توسط shapor z ، admin ، داراب م ، حـمـیـد ، ناظر۸ ، ناظر14 ، ناظر۱۸ ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#3
بله بهانه های زیادی دارم هنوز ممکنه امادگی کامل نداشته باشم شاید هنوز وقت قدم چهارم نیست ایا گمنامی من حفظ می شود چه تعقیراتی ممکن است در من ایجاد شود ایا این قدم اصلا به من کمک می کند یا ممکن است بگویم که با همین سه قدم اوضاع خوب است و نیازی به قدم چهارم ندارم . ...... تجربه به ما نشان داده است که کسانی که این قدم را کار نکرده اند دیر یا زود لغزش می کنند
پیام سوال : شناسایی بهانه ها و دست اویزها برای کار نکردن قدم چهارم باعث می شود انها را از میان برداریم . و انگیزه ای می شود برای اینکه مفید تر این قدم را کار کنیم 
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، admin ، داراب م ، حـمـیـد ، ssaeedg ، ناظر۸ ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9
#4
بله میترسم از اینکه درونم را ببینم می ترسم نتوانم به پایان برسانم و مثل دفعه قبل سرسری ازش بگذرم میترسم تنبلی و توجیه بهانه برای کار نکردن این قدم عامل بازدارنده‌ای باشد برای اینکه ناتمام انجام دهم
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، admin ، داراب م ، حـمـیـد ، ssaeedg ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#5
در ‌واقع ما نمی‌خواهیم دنبال مشکلاتی که مسبب اصلی دردها و رنجش‌هایمان است باشیم و فکر می‌کنیم که آگاهی از آنها برایمان مجدداً ایجاد درد و ناراحتی می‌نماید و در بروز مشکلات از نگاه کردن به نقش خودمان واهمه داریم چون مسبب اصلی رنجش‌ها، ترس، و ناراحتی‌های گذشته‌مان خودمان بوده‌ایم و معمولاً سعی کرده‌ایم که شخصیت واقعی خودمان را انکار کنیم و چون می‌دانیم این قدم ما را با شخصیت واقعی‌مان روبرو خواهد کرد از انجام آن خودداری می‌کنیم و اغلب چون نمی‌خواهیم این کار را انجام دهیم، بهانه و دستاویزش را هم با بروز رفتارهای غیرمنطقی برای خودمان پیدا می‌نماییم.
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، ssaeedg ، حـمـیـد ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#6
دستاویز در این قدم برای من حفظ رازها و نواقصی است که می خواهم در تاریکی بمانند.
ترس از برملا شدنشون دارم.
ترس از اینکه اگه رو کنم بازنده ای بیش نیستم.
ترس از قضاوت و تحقیر شدن دارم.
ترس از اینکه پس از نوشتن باید بازگو کنم و سپس اصلاح و تکرار نکردن و ....

خلاصه اینکه به قدم پنج و نه که فکر می کنم انگیزه نوشتن قدم چهارم رو از دست میدم.
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، ssaeedg ، حـمـیـد ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#7
یکی از بهانه ترس است که می ترسم خود واقعی رابشناسم روبرو شدن با خود واقعی شهامت
وجنبه مثبت می خواهد
انسان بدون شناخت از خود قادر به تغییر نیست و نمی تواند به خدا برسی ورابطه برقرار کنی .سعی دارم بدون هیچ بهانه ای وبا شهامت کامل قدم 4 را کار کنم .
بهانه با ترس وتنبلی فرق دارد .ترس احساس است وتنبلی نقص بهانه مثل اینکه بگویم نیاز ندارم ویا بخشیده ام ویا دیگر مشکلی ندارم و یا هرچه تلاش کنم خوب نمی شوم باید از انکار بیرون آمد باید با خودم روبرو شوم می دانم فراینده تغییر از همین قدم شروع میشود
پاسخ
 سپاس شده توسط ssaeedg ، حـمـیـد ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#8
فکرمیکنم درک درستی ازقدمهای قبلی پیدانکرده ام 
وقتی تمرکز روی بهبودی شخصی ندارم بهانه ودست آویز می آورم
چون چندباراین قدم رو کارکردم
بهانه ودست آویزمرا دریک جا نگه میدارد
چون میخواهم مثل گذشته مخفی بماندوکسی متوجه شخصیت من نشود
چون میترسم مورد قضاوت قرار بگیرم
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، ssaeedg ، حـمـیـد ، Mehran270 ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#9
من تصور میکنم قدم چهارم قدم اقرار صادقانه و تراز از رفتارهای گذشته خود گرفتن هستش در حالیکه قدم چهارم یک هدف مهم و اساسی را دنبال میکنه اونم اینکه من بفهمم کی هستم چون اگه خودمو نتونم بشناسم تمایلی هم به بهبودی از خودم نشون نمیدم بدون شناخت پذیرشی در کار نخواهد بود و.بدون پذیرش هم تغییر اتفاق نخواهد افتاد
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، A.AZADI ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#10
با سلام....
بله ممکن است دستاویزها و افکار ناخوشایندی در این مورد داشته باشم.
بدلیل اینکه همیشه دوست دارم از بیرون بی عیب و نقص بنظر بیایم میترسم با چهره واقعی خود آشنا شوم.

میترسم پیش راهنما و همقدمیها وجهه خودم را از دست بدهم.

میترسم با روبرو شدن با خودم و الگوهای رفتاری خودم از خودم بیزار شوم.

یا به خودم میگویم دفعه قبل که کاردم مگه چه اتفاقی افتاد.

از مسئولیتهای بعداز کارکرد این قدم میترسم که دیگر نمیتوانم مثل سابق هر رفتاری که دلم خواست داشته باشم.

من یا درک درستی از جستجوگر و بی باک ندارم یا فکر میکنم شخصیتی که امروز دارم برایم کار میکند یا هر دو.
تسلیم قدم یک کمک کرد تا بپذیرم بیماری دارم که مرموز است و باید برایش کاری بکنم من استاد فریبکاری و چهره مردازی هستم و قدم چهارم کمک میکند تا با شناخت از الگوهای رفتاریم آنها را اصلاح کنم و با خود واقعیم کنار بیام.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#11
ترس ازروبرو شدن باخودواقعیم ،روبروشدن باکینه ورنجش هایی دردردرون سینه ام انبارشده ومن ازمشارکت وافشاشدن آنها می ترسم وروبروشدن باواقعیت آن ترس ها
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#12
اگر با جسارت و بی باکانه به این سوال جواب بدهیم ،
بله
دستاویز و بهانه های زیادی ممکن است وجود داشته باشند ،
که ما فکر می کنیم نباید این قدم را کار کنیم و اگر هم کار می کنیم حداقل آنطوری که سلیقه  شخصی خودمان می خواهد کار کنیم .
بهانه ها و دستاویزهای ما بطور حتم تحت تاثیر انگیزه های بیمارگونه ما هستند و به عبارت دیگر ریشه در انگیزه های شخصی و بیمار ما دارند ،
انگیزه های شخصی ما همان تمایل  درونی  و خودآگاه و یا ناخودآگاهیست که ما برای حفظ اعتیادمان دست به آن می زنیم
و لذا به همین منظور ، ممکن است برای بهانه و دستاویز کردن شروع به توجیه آفرینی و سفسطه بافی کنیم ،
بطور مثال بگویم ؛
اصولاً نیازی نیست غبارفروخُفته شده ای ،که در اثر گذشت ایام در بستر روح و روانمان آرمیده اند را دو باره به جنبش در آورده ، و فضای وجودمان را پُراز  گرد و غبارهای مُعلق کنیم و به این وسیله آرامش خود را به هم بزنیم .
(( اگر ما چنین فکر کنیم ، بنابراین ، اعتراف و همینطور قبول می کنیم که گرد و غباری در درون ما  وجود دارند ، که جلوه روح و روان ما را مکدر کرده اند ، بنابراین لازم است تا به این نکته توجه کنیم ، که هدف ما این نیست که این گرد و غبار را در یک محیط بسته در فضای وجودمان به جنبش در آوریم  ، بلکه تمام هدف و سعی ما این است که با مهارتهای لازمی که در قدم چهار و پنج فرا می گیرم به مانند تهویه مطبوعی این گرد و غبار را به بیرون از خود هدایت کنیم و بدینوسیله خانه روح و روانمان را غبارروبی کنیم  . ))
گاهی اوقات ممکن است ، ما به علت گذشته غیر اخلاقی ای که داشته ایم ،
اینک با دیدن سر تیتر قدم چهارم ، این رُعب و وحشت در ما ایجاد شود که مایل نیستیم ،با اینگونه بی اخلاقی ها که در زندگی داشتیم  رو در رو شویم ،
زیرا ما آنها را فراموش کرده ایم و  گذشته ها گذشته  ،
و لذا یادآوری اینگونه بی اخلاقی ها به جز اینکه در ما باعث سرخوردگی شود نتیجه دیگری به همراه نخواهد آورد . (( بازهم اگر دقت کنیم به وضوح توجیهات ضد ونقیض را در اینگونه بهانه و دستاویزها مشاهده می کنیم ،
چرا که ما ،  اگر گذشته خود را فراموش کرده ایم پس چگونه آنها را بیاد میاریم ، آنچه را که ما بیاد می آوریم واقعیت های آزار دهنده ای هستند که در طول عمرمان همواره آنها را یدک کشیده ایم و بوی تعفن آن همیشه ما را اذیت و آزار داده است ،
در واقع مَثَل ما مانند روباه و یا حیوانی است که به دم آن زنگوله ایی بسته اند ، بنابراین ،  هر چقدر سعی کردیم تا از این صدا فرار کنیم بدتر آنرا بصدا در آوردیم و لذا  فرار ما همیشه از این دست واقعیت ها ، بدتر ،  زنگوله گذشته غیر اخلاقی ما را پر طنین تر کرد ، ما همیشه در اثر انگیزهای شخصی بیمارگونه سعی کردیم بجای اینکه مسئله و مشکل خود را حل کنیم مرتب صورت مسئله ها را پاک و یا آنها را انکار کنیم . )) 
انگیزه های شخصی ، اصطلاحاً همان نیات و یا خواسته های عمیقی هستند که  ریشه در هواهای نفسانی و یا بیماری ما دارند ،گاهی ممکن است ما برای فرار از کار کردن این قدم بر اساس انگیزه های شخصی، به دلایل واهی و غیر واقعی رو بیاوریم بطور مثال بگویم ؛ قدم چهارم و پنجم ریشه در دین مسحیت و کاتولیک دارد . (( در صورتیکه قدم چهارم و پنجم هیچگونه تَجانُس و اساساً به هیچ وجه ریشه در کاتولیک و یا مسیحیت و یا هیچ ادیان و مذهبی دیگری ندارد ، همینطور که ما  در تجربیات بهبودی متوجه شدیم ، اقرار واعتراف کردن بخش مهمی از ارکان بهبودی ما را شکل میدهد ، مثلاً ما در قدم یک صریحاً اقرار به عجز کردیم  آیا پس ما چون اقرار و اعتراف کردیم که بیماریم ،  کاتولیک هستیم ؟ !
  یا مثلاً ،  ما با نوشیدن الکل مخالفیم ،  پس آیا مخالفت ما با نوشیدن الکل ریشه در مسلمانی ما دارد ؟ !
همینطور در قدم دوم و سوم هم بطور وضوح و هم تلویحاً اقرار و اعتراف به عدم سلامت عقل و عدم سلامت ایمان کردیم و لذا اینگونه اقرارها اصولاً ربطی به مذاهب دیگر ندارد ، ما بیشتر با اینگونه اقرار و اعتراف ها در پی این هستیم که ، اولاً اقرار کنیم که ما از بیماری اعتیاد رنج میبریم ، و ثانیاً ضعف های اخلاقی ما تحت تاثیر بیماریمان قرار دارد  ،
ثالثاً ، ما در این قدم بیشتر بدنبال چرایی و منشاء رفتاهای ضداخلاقی خود هستیم و می خواهیم از چگونگی دقیق خطاهایمان آگاه شویم و به این شناخت برسیم که چرا ما این اعمال را انجام میدهیم تا بدینوسیله برای برطرف کردن آنها راهکاری بیابیم  ))
گاهی ممکن است ما بخاطر اسراری که داریم ،  گرفتار ترس های بی پایه و اساس بشویم و بخاطر گریز از بیان اینگونه اسرار ،  برای کار نکردن این قدم رو به بهانه و دستاویزها بیاوریم و اینگونه توجیه کنیم که لزومی ندارد دیگران از اسرار ما مطلع باشند  ، البته این فکر قطعاً درست است که نیازی نیست دیگران سر از اسرار ما و یا ضعف های اخلاقی ما  در بیاورند ، اما این واقعیت را هم  بطور قطع می پذیریم ، اسراری که داریم ما را آزار می دهند و این گفته حقیقتاً صحیح است که می گویند ؛  "  ما به اندازه اسرار خود بیمار هستیم  "و لذا همیشه برای پنهان نگاه داشتن اینگونه اسرار در ترس و دغدغه بسر می بریم ،
نکته ای که قابل تامل است ، این است که ما در قدم چهارم و پنجم می کوشیم تا این اسرار ، را فقط به یک نفر بازگو کنیم ،
و آن یک نفر کسیست که به او اعتماد داریم و مطمئن هستیم این توانایی را دارد که همراه با خودمان  رفتارهای ضداخلاقی و اسرارهای ما را نقد و مورد بررسی موشکافانه قرار بدهد تا به کمک هم از چگونگی و چرایی رخداد آنها مطلع شویم ، و لذا در نهایت متوجه خواهیم شد که بیشتر اسرار ما اصولاً نیازی به پنهانکاری ندارد ، اما برای اینکه به این مرحله برسیم باید صبور و بی باک و جستجوگر باشیم .
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر۸ ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#13
سلام
زمانی که اگاهی نداشته باشم ترس ها به سراغم می ایند .زمانی که ارتباط با اصول انجمن نداشته باشم بهانه و دست آویزهایم بیشتر می شود.من زمانی که بدانم ارزش بهبودی من به کارکرد قدم ۴ است و رنجش ها و افکاری که من را آزار میدهد را رها کنم و خودم باشم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، آریا داریوش ، ناظر۸ ، ناظر20 ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#14
سوال 1 :ایا هیچ دست اویز یا بهانه ای برای کار نکردن این قدم دارم انها چه هستند ؟(قدم۴)
ازنگاه من اگراز روحیه خداوند در قدم سوم برخوردار باشی و درک کرده باشی که تا به این لحظه قدم ها برای مان سودمند بوده و باعث رشد ما شده است ،بهانه ها کمترمیشود.
بیشتردستاویزهای من بخاطر فرارازمسؤلیت پذیری و راه فراری برای انجام ندادن برنامه میباشد.
پاسخ
 سپاس شده توسط حوریا ___Bu ، حـمـیـد ، ناظر13 ، ناظر۸ ، ناظر14 ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#15
سلام
 ممکن است من این مسیر را برای اولین بار قرار است شروع نمایم واین که چرا و چگونه باید به شخص دیگری اعتماد نمایم وآیا این کار به نفع زندگی من است یا خیر و...
پاسخ
 سپاس شده توسط آریا داریوش ، ناظر۸ ، حـمـیـد ، ناظر20 ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#16
بهانه ودست اویزهمیشه وجودداره نواقص ترس تنبلی
بی حوصلگی ولش کن .....ولی درقبال این بهانه ها
اقراروراهنماودعاهم وجودداره هربارقدم ۴راکارمیکنم برای
داشتن تمایل دعامیکنم
پاسخ
 سپاس شده توسط یاسی ، راکی ، آریا داریوش ، ناظر۸ ، حـمـیـد ، ناظر14 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر۱۶
#17
سلام

در گذشته به علت عدم اعتماد چنین مساله ای نبوده اما امروزه با وجود اگاهی که نسبت به اصول انجمن پیدا کرده ام واعتماد به راهنما هیچ بهانه ای برای خود ندارم.
پاسخ
 سپاس شده توسط آریا داریوش ، ناظر۸ ، حـمـیـد ، ناظر20 ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#18
خودمحوری وترسهای خودمحورانه یک دلیل بسیارمهمه گاهیم دلیلم اینه ک این قدمراقبلاکارکرده ام سن پاکیم امروزدلیل دیگریست واینکه تنبلی وبی تفاوتی امری واقعیست گاهی حوصله نوشتنوندارم وخودموقانع میکنم درموردمطلب اقرارخواهم کرد سن وسال خودم وترس ازسرزنش وقضاوت راهنماهم عقلب بسراغم میادمیزان خدمات وخدمات فعلی هم همینطوروبله ترسهای خودمحورانه هنوزبرایم وجوددارندولی بااین حال کاریوکه شروع کردم تحت هراحساسی وشرایطی بدقت وکامل تااخرادامه میدهم
پاسخ
 سپاس شده توسط یاسی ، آریا داریوش ، ناظر۸ ، حـمـیـد ، ناظر14 ، ناظر۱۸ ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر9 ، ناظر۱۶
#19
سلام من عباس معتاد
یکی از آنها ترس است که میترسم خود واقعی ام را بشناسم و نتوانم با خودم کنار بیام ، و یک بهانه اینکه میگویم نیاز ندارم که این قدم را کارکنم ، چه فایده دارد .انسان بدون شناخت از خود قادر به تغییر نیست و نمی توان بدون شناخت از خود به خدا برسی و رابطه برقرار کنی . باید سعی کنم بدون بهانه و با شهامت کامل قدم چهارم را کار کنم . بهانه با ترس و تنبلی فرق دارد ، ترس احساس است و تنبلی نقص!
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، ناظر۳ ، آریا داریوش ، ناظر۸ ، حـمـیـد ، ناظر14 ، ناظر۱۸ ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر۱۶
#20
 سلام
خیر
شاید در گذشته تفکرات من از قدم ۴ با ترس بود اما با گذشته زمان و
اعتماد به فرایند برنامه معتادان گمنام و کارکرد قدم ها
واستفاده از تجربیات انجمن معتادان گمنام سعی کردم بدون ترس قدم ۴ خود را کار کنم...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۳ ، آریا داریوش ، ناظر۸ ، حـمـیـد ، ناظر9 ، ناظر20 ، ناظر14 ، ناظر۱۸ ، ناظر۴ ، A.Nasihat ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر۱۶
#21
با سلام بهرام هستم معتاد
بیشترین ترس و بهانه‌ی من از کارکرد این قدم، فهمیدن این موضوع است که چه خسارات زیاد و جبران ناپذیری به عزیزترین کسانم زده باشم، شرماندگی فهمیدن یک وزنه سنگین، شرماندگی رودررویی جبران خسارت ده وزنه سنگین روی روح و قلب آدم است
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۴ ، ناظر۳ ، ناظر9 ، Darush sistan ، A.Nasihat ، ناظر14 ، حوریا ___Bu ، Reza.z1362 ، ناظر۸ ، حـمـیـد ، ناظر۱۶
#22
بله ترس ازروبروشدن باخود واقعی م عدم پذیرش عدم تمایل عدم فروتنی میتواند برای من بهانه ودست اویزهایی بسازد که من برای خودم داشته باشم وراه فراری برای من بشود
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۴ ، ناظر۳ ، A.Nasihat ، ناظر9 ، Reza.z1362 ، ناظر14 ، ناظر۸ ، حـمـیـد ، ناظر۱۶
#23
مسلمأ یکسری ترس ها و یا ناشناخته ها می‌تواند مانعی شود برای من در جهت کارنکردن و یا به تعویق انداختن این قدم،ولی از جایی که در سه قدم قبلی اعتماد و باور من به قدم ها شکل گرفته و دوستان قدم کارکرده و نوع رفتارهایشان رو عز نزدیک دیده ام و متوجه تحولات مثبت و سازنده در آنها شده ام ،پس می‌توانم بگویم تمایلم نسبت به کارکردن این قدم از بهانه ها و دست آویزها بیشتر شده و می‌توانم استارت کارکردن این قدم رو بزنم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۴ ، ناظر9 ، ناظر14 ، ناظر۱۸ ، حوریا ___Bu ، حـمـیـد ، ناظر۱۶
#24
قدم چهارم روشي براي پيدا كردن شناخت از خود است و همانقدر كه به ما كمك ميكند تا ذات خطاهاي خود را ببينيم همانقدر هم كمك ميكند تا با نقاط قوت و داشته هاي خود آشنا شويم. فرآيند ترازنامه نويسي نيز راهي بسوي آزادي ميباشد. ما از آزاد بودن براي مدتها محروم بوده ايم شايد حتي در تمام طول عمر خود. اكثر ما كشف ميكنيم كه مشكلات ما از زماني كه براي اولين بار مواد مخدر مصرف كرديم شروع نشد بلكه خيلي قبل از آن و وقتي كه دانه اعتياد در وجود ما كاشته شد آغاز گرديد. ممكن است ما خيلي قبل از آنكه براي اولين بار مواد مخدر مصرف كنيم احساس انزوا و متفاوت بودن را تجربه كرده باشيم. در واقع آنچه كه ما احساس ميكرديم و نيروهائي كه ما را به جلو ميراند كاملاٌ در دام اعتياد ما اسير بود و اشتياق ما براي تغيير احساساتمان و مطيع كردن آن نيروها بود كه ما را به اولين بار مصرف رهنمون ساخت. ترازنامه دردها و درگيري هاي حل نشده گذشته را براي ما عريان ميسازد تا ديگر در اختيار آنها نباشيم. ما ديگر حق انتخاب خواهيم داشت و تا حدي به آزادي دست خواهيم يافت.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۴ ، ناظر۱۸ ، ناظر9 ، ناظر۳ ، حوریا ___Bu ، حـمـیـد ، ناظر۱۶
#25
سوال 1  ـ  آیا هیچ دست اویز یا بهانه ای برای کار نکردن این قدم دارم انها چه هستند ؟
من هیچ بهانه و دستاویزی برای کار نکردن این قدم ندارم .
قبلاً که این قدم را کار کردم ناصادق بودم چون می‌ترسیدم با خود واقعی‌ام روبرو شوم ، می‌ترسیدم با ترس‌هایم روبرو شوم . نمیتوانستم با خیانت‌ها و روابط ناسالمی که انجام داده‌ بودم روبرو شوم .
سال‌ها فقط کینه‌ها و رنجش‌هایم را لحظه ای می بخشیدم ولی با کوچکترین مشکل دوباره عود میکرد و ساعت‌ها و روزها با آنها درچرخه خودمشغولی ، خودم را گرفتار می‌کردم .
ولی بعد از سال‌ها از دست دادن‌ها بعد از سال‌ها گرفتاری در احساسات بد ، که هیچوقت نتوانستم آنها بشناسم و دلیلشان را پیدا کنم . بعد از این همه درد کشیدن ها ، دیگر هیچ بهانه و دستاویزی برایم وجود ندارد تا بخواهم این قدم را کار نکنم . سرتصمیمی که در قدم قبلی گرفته‌ام ایستاده‌ام و می‌خواهم خودم را بشناسم تا بتوانم رها و آزاد از اینهمه مصیبت و درد در آرامش زندگی کنم و اینکه برای یکبار هم که شده هدفی را ، بدرستی و کامل به آخر برسانم .

HH
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، ناظر۳ ، Asghar.nasihatcon ، حوریا ___Bu ، ناظر۴ ، حـمـیـد ، ناظر۱۶
#26
درود خدا به شما همدردان عزیز اوایل پاکی بله؟ ترس از احساسات داشتم که من چه احساسی دارم؟ احساس خوشایند، ناخوشایند درک درستی درلحظ ای که باید استفاده کنم نداشتم ونمیدونستم که چه احساسی دارم هر حرفی میزدم وهرکاری انجام میدادم بعد هم احساس زرنگی من میتونم این کارمن و...... ترسی که از بعضی اعضا دارم ویا داشتم ترس از احساسات ناشناخته ای که هنوز برام سخته حفظ گمنامی، حس فضولی، حس خودکم بینی، حس خودبزرگ بینی، حس تنبلی، لذت طلبی که دارم ومیخوام در رابطه آنها توضیح بدم ترس دارم وفکرم آرامش آسایش راازمن میگیرد؟ منظورسوال آیا هنوزم قدم کارکنم؟ آیا رابطه با نیروی برتر دارم؟ آیا لیست ترس هایم را مینویسم؟ آیا بهانه ها و دستاویز هایم را اقرار میکنم آیا قدم چهار راهی برای رسیدن به خودم وخداوند انتخواب کردام؟ باکار نکردن این قدم تمام دستاویز هایم شروع میشه وصدی جلوی آرزوها واهدافم درست میشه؟
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۳ ، ناظر9 ، ناظر۴ ، حـمـیـد ، ناظر۱۶ ، حوریا ___Bu
#27
دستاویز های من در مورد کارنکردن این قدم :
1- ترس از افشای شخصیت واقعی من و درون من برای دیگران
2- شکستن مجسمه ای که از خودم ساخته بودم 
3- رعایت نشدن کمنامی من توسط راهنما و هم قدمی هایم 
4- قدمهای قبلی را خوب یاد نگرفته ام و هنوز ان قدمها را در زندگیم بطور کامل به اجرا درنیاورده ام 
5- سر باز کردن زخم های گذشته ام که باعث آزار من می شوند 
6- افشای رازهایی که فکر میکردم باید با خود به گور ببرم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۳ ، ناظر۴ ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، حوریا ___Bu


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: